|
امسال در شرایطی به پیشواز سال تحصیلی
جدید می رویم که جامعه ایران رویدادهای
سیاسی مهمی را از سر گذرانده است.
دانشجویان، دانش آموزان، استادان و معلمان
ایران خود در مرکز این رویدادها قرار
داشتند.
خیزش توده ای روزهای بعد از کودتای
انتخاباتی 22 خرداد بار دیگر پرونده قدرت
سیاسی را به روی جامعه باز کرد، ناآگاه
ترین اقشار جامعه را بطور مستقیم یا غیر
مستقیم به دخالت در سیاست کشاند،
رقابت و کشمکش جناح ها بر سر نتایج
انتخابات را به بحرانی حکومتی تبدیل کرد و
تاثیرات عمیق و ماندگاری بر فضای جامعه بر
جای گذاشت. مردم ایران که فرصتی یافتند تا
در ابعاد توده ای فوران خشم فروخورده خود
علیه حاکمیت سی ساله رژیم را به نمایش
بگذارند در این دوران درس ها و تجارب
گرانبهایی آموختند.
در متن این تحولات به دلیل فقدان یک رهبری
رادیکال و انقلابی که بازتاب خواستها،
امیال و انگیزه مردم رنجدیده و خشمگین
ایران باشد، به دلیل نبود صف طبقاتی مستقل
طبقه کارگر، به دلیل نارسائی در
سازمانیابی دیگر جنبش های رادیکال
اجتماعی، رهبری خیزش توده های مردم عملا و
بطور عینی به دست جریان موسوی-کروبی و طیف
اصلاح طلبان حکومتی افتاد. این جریان ضد
انقلابی که به برکت سهیم بودن در حاکمیت
سیاه جمهوری اسلامی طی سالها توانسته بود
امکانات وسیع مادی، تبلیغاتی، سازمانی و
کادر انسانی را برای پیشبرد پروژه اصلاح
جمهوری اسلامی فراهم کند، با اتکا به تمام
این امکانات تلاش کرد تا خیزش توده های
مردم را در جهت اهداف بورژوائی خود به
کنترل در آورد.
اما توده های مردم به تجربه مبارزات خود
دریافتند که اصلاح طلبان حکومتی که برای
کسب موقعیت از دست رفته به اعتراضات توده
ای پناه آورده بودند بیش از آنکه از
کودتاگران حاکم هراس داشته باشند از
رادیکالیزه شدن اعتراضات مردم وحشت دارند.
مردمی که نماد تحقق خواستهای خود را در
شعار مرگ بر دیکتاتور بازیافته بودند
دریافتند که موسوی و اصلاح طلبان حکومتی
با استراتژی حفظ نظام اسلامی و با شعارها
و تاکتیک های بزدلانه صلاحیت و توانائی
رهبری اعتراضات مردم را ندارند.
مردم در جریان رودرروئی با نیروهای
سرکوبگر رژیم شجاعت متهورانه ای از خود
نشان دادند و در این مبارزات ابتکارات
نوینی را بکار گرفتند، اما در همانحال
دریافتند که بلحاظ تشکل و سازمانیابی و در
غیاب یک رهبری که تصویر روشنی از روند
سرنگونی جمهوری اسلامی، فردای پیروزی و
چگونگی تحقق خواستهای آنها داشته باشد،
هنوز آمادگی دست بردن به نبرد نهایی را
ندارند.
رژیم که سیلی جنبش توده ای را خورده بود،
سراسیمه به هر جنایتی چنگ انداخت، دهها
نفر را به گلوله بست و یا در شکنجه گاهها
در خون غلطاند. دولت نظامیان اگر با این
جنایات و به راه انداختن دادگاههای
فرمایشی توانست جناح رقیب خود را منکوب و
مرعوب کند، اما نتوانسته است توده های
مردم را به تسلیم وادارد.
مرعوب کردن و به تسلیم کشاندن توده های
مردم و جنبش های اجتماعی از اهداف فاز دوم
کودتا است. این دولت بنا به غریزه طبقاتی،
کانون های خطر برای این نظام و کانون های
قدرت مردم را بخوبی می شناسد، بی جهت نبود
که در همان روزهای اول خیزش توده ای
همزمان در بیشتر شهرستانها به دستگیری و
شکار فعالین کارگری پرداخت و شبانه به
دانشگاهها شبیخون زد.
رژیم برای تثبیت دولت کودتا و برای اعاده
اعتبار نزد همه بخشهای بورژوازی ایران و
قدرتهای سرمایه داری جهان و حتی نزد جناح
رانده شده از حکومت به سرکوب و خاموش کردن
جنبش های احتماعی در ایران نیاز دارد.
شاخ
و شانه کشیدن سران رژیم جمهوری اسلامی در
برابر جنبش دانشجویی و جنبش کارگری در
راستای همین اهداف طبقاتی است.
دانشجویان، دانش آموزان، استادان و معلمان
ایران امسال در حالی به پیشواز سال تحصیلی
جدید می روند که
ابراز نگرانی خامنه ای از وضعیت دانشگاهها
و هشدارهای پی در پی فرماندهان سپاه
پاسداران نسبت به بروز اعتراضات دانشجویی
و تشدید فشار بر فعالین جنبش دانشجویی و
کارگری نشان از آن دارد که دولت می خواهد
با پنجه های آهنین به مقابله با اعتراضات
دانشجویی و هر حرکت اعتراضی در جامعه
روبرو شود. بازداشت ده ها تن از فعالین
دانشجویی در تهران و شهرستانهای دیگر در
هفته ها و روزهای اخیر، صدور احکام تعلیق
و مجازات از جانب کمیته های انضباطی علیه
دانشجویان، بیانگر این واقعیت است که رژیم
از میان دو راهی تعطیلی دانشگاهها یا
سرکوب جنبش دانشجویی، گزینه دوم را انتخاب
کرده است. این واقعیات در همانجال پیش
درآمد به اجرا در آوردن فاز دوم کودتا
است.
سران رژیم علیرغم تعطیلی دانشگاهها و
مدارس به نقش موثر دانشجویان و دانش
آموزان در اعتراضات خیابانی ماههای اخیر
واقف هستند و به پیشینه تاریخی جنبش
دانشجویی و تاثیران آن بر جنبش
آزادیخواهانه مردم ایران آشنایی دارند.
بازگشائی دانشگاهها و مدارس با حضور بیش
از 2 میلیون دانشجو و میلیونها دانش آموز،
جنب و جوش تازه ای به جامعه می بخشد.
بازگشائی دانشگاهها و مدارس ظرفیت اعتراضی
و برانگیختگی جنبش دانشجویی و دانش آموزان
را بالا می برد و آگاهی به همین ظرفیت ها
و قدرت بالاقوه است که سران رژیم را به
هراس و وحشت انداخته است.
این نسل جوان و تشنه آزادی کشتارها و
شکنجه ها، تجاوز جنسی به بازداشت شدگان از
سوی نیروهای امنيتی، ماجرای دفن پنهانی
اجساد جانباختگان در گورهای بی نام و
نشان را بر سران این رژیم نمی بخشد.
در آستانه سال تحصیلی جدید لازم است که،
دانشجویان و استادان، دانش آموزان و
معلمان عزم کنند تا بازو در بازوی هم و
با گسترش مبارزات خود سیاست مشت آهنین
رژیم و فاز دوم کودتا را با شکست روبرو
سازند.
فعالین و رهبران سوسیالیست، رادیكال و
پیشرو جنبش دانشجویی که در ماههای اخیر از
رهگذر در آمیختن با جنبش عمومی مردم درس
ها و تجارب ارزشمندی اندوختند لازم است که
زمینه های گسترش فعالیت های خود را
بشناسند. اكنون چه از لحاظ زمینه اجتماعی
و چه از لحاظ توازن قوای مبارزاتی، امكان
آن فراهم آمده است كه جنبش دانشجویی را
بطور کامل از زیر نفوذ اصلاح طلبان حكومتی
و تشکل های وابسته به آنها بیرون کشید،
نباید گذاشت که این جریانات ظرفیت های
انقلابی و آزادیخواهانه جنبش دانشجویی را
در خدمت اهداف بورژوائی و ارتجاعی خود
قرار دهند. سال تحصیلی پیش رو می تواند
سال قدرت نمایی مجدد جنبش چپ و رادیكال
دانشجویی در ایران باشد.
دانش آموزان ایران که همواره با قوانین
مذهبی و اختناق آور جمهوری اسلامی در محیط
مدرسه دست و پنجه نرم کرده اند و در سطح
جامعه از ابتدائی ترین حقوق فردی محروم
بوده اند، اکنون با توجه به زمینه های
سیاسی و اجتماعی که تحت تاثیر تحولات ما
ههای اخیر بوجود آمده، می توانند پیوندهای
خود را با جنبش دانشجویی و کانونهای
مبارزه در سطح جامعه گسترش دهند. اما
علیرغم وجود زمینه های مناسب، برانگیختن و
سازمان دادن اعتراضات و اعتصاب عمومی در
سطح مدارس فقط می تواند نتیجه کار
پیگیرانه فعالین جنبش دانش آموزی باشد.
معلمان مبارز و آزادیخواه ایران طی سه دهه
گذشته همواره تحت فشار نهادهای پلیسی رژیم
و در معرض پاکسازی های سیاسی و ایدئولوژیک
قرار داشته و در شرایط بسیار دشوار
اقتصادی کار و زندگی و امر تدریس را پیش
برده اند. این معلمان که تاکنون در مبارزه
برای تحقق خواستهای خود تجارب باارزشی
اندوخته اند با توجه به تحولات اخیر باید
دریافته باشند که کانون صنفی معلمان ایران
آن ظرف و تشکلی نیست که بتواند مبارزات
آنها را هدایت کند. کانون صنفی معلمان طی
سالهای گذشته همواره مانند زائده اصلاح
طلبان حکومتی عمل کرده و در تلاش بوده تا
مبارزه برحق معلمان را در چهار چوب تنگ
قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی محصور دارد.
معلمان ایران تنها با گسست کامل از این
نوع تشکل ها است که می توانند در مبارزه
خود پشتیبانی جنبش کارگری و دیگر جنبش های
اجتماعی را همراه داشته باشند.
مبارزه دانشجویان، دانش آموزان، معلمان در
همبستگی و اتحاد با جنبش طبقه کارگر، جنبش
زنان و جنبش انقلابی کردستان قادر خواهد
شد که سیاست سرکوبگرانه دولت جمهوری
اسلامی را به شکست بکشاند و جمهوری اسلامی
را یک گام دیگر به سراشیب سقوط نزدیک کند.
در برابر شاخ و شانه کشیدن های جمهوری
اسلامی نباید مرعوب شد، موقعیت رژیم
شکننده است.
"انتخاباتی" که قرار بود مشروعیت کاذب
نظام جمهوری اسلامی را به جهانیان نشان
دهد، به نماد عدم مشروعیت این نطام تبدیل
شده است. برای نیمی ازخود حکومتیان
مشروعیت ریاست جمهوری به زیر سئوال رفته
است. اعتبار ولایت فقیه و شورای نگهبان
بعنوان مراکز قدرت مافوق جناحی در هم فرو
ریخته است. مخالفت و تقابل بخش وسیعی از
روحانیت و مراجع تقلید با حکومت نظامیان،
این رژیم مدهبی را با یک بحران ایدئولوژیک
روبرو ساخته است . زمینه های سر باز کردن
شکاف های جدید در درون حاکمیت مشهود است.
بحران اقتصادی عمیق تر شده و هیچ نشانی از
فروکش ندارد. رژیم نمی تواند خود را از
عوارض اجتماعی این بحران خلاص کند.
حزب کمونیست ایران به امید اینکه سال
تحصیلی جدید سال اتحاد گسترده تر مبارزات
دانش آموزان و معلمان با جنبش دانشجویی و
یگر جنبش های اجتماعی باشد و به امید سالی
پر از پشتکار و شور و مبارزه و موفقیت
علیه حاکمیت جمهوری اسلامی، آغاز سال
تحصیلی جدید را به همه دانش آموزان و
دانشجویان، معلمان و استادان آزاده ایران
صمیمانه تبریک می گوید.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
زنده باد سوسیالیسم
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران |